یک خواب شیرینِ و خواستنی
یک بچه هایی در عالم دنیا هستند که قبل از خواب، شروع میکنند با خودشان شعر میخوانند، به یواش ترین و عزیزترین صدای ممکن شان... مثل اگنس در Despicable me و البته مثل وروجک* ما... ، بعله به مرحله ی جدیدی از روابط با وروجک رسیده ایم به طوری که در آستانه ی تولد سه سالگی اش، برای اولین بار، شب را خانه ی ما خوابید!! و هی وول وولک کرد و هی با خودش شعر خواند تا خوابش برد آن هم درست لحظه ای که مطمئن بودیم الان است که بگوید من میخوام برم خونمون یا آنطور که بعضی وقتا می گوید "آن خانه" !! در عالم بچگی هنوز مالکیت هایش در حد اسباب بازی ها و خوردنی هایش است که البته سخاوت مندانه آنها را به دیگری هم می دهد اما در موارد بزرگتر، شاید خانه ی ما با خانه ی خودشان آنقدری که در ذهن ما مرز های مشخص دارد، در ذهن او ندارد.
به سیریوس، توهم شب ها با یواش ترین صدای ممکن ات یک شعرهایی را زمزمه کن...
*بچه ی همساده!!
نوشته شده در جمعه دوم مرداد ۱۳۹۴ساعت
13:45 توسط میم.| |




