پیشرفت!!

بعد از بافتن شال گردن به تنهایی، البته با نظارت مستقیم مامان جان، چشمتون به جمال دستکش روشن! حالا خب ازین دستکشا که شبیه ساق دسته! بعله اینطور مینایی شدم من، عکسم گرفته بودم ازش ولی چون کادوی تولد یکی از دوستامه و اولین نفر اون باید ببینه و چون حوصلم نگرفت، نمیذارم! 




حالا شاید یه روز حوصلم گرفت و عکسشو گذاشتم! :دی





به سیریوس، من تا ابد شاعر شعر های تکراری، تو هر دم واژه های جدید شعرهایم...





نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 0:48 توسط میم.| |