اَدو دَ دَ

مدتی است که داریم روی فرهنگ اصوات بچه ی همسایه کار میکنیم! و به یک کشف بسیار مهم رسیده ایم؛ در فرهنگ اصوات این بچه "اَدو دَ دَ" معنی خوبی میدهد! وقتی که خودش این را میگوید، یک خنده ی شیرینی پسش میکند با خودش که بیا و ببین! وقتی هم که ما به او این اصوات را میگوییم، خنده ی شیرین را تکرار کرده و اصوات هیجان انگیز دیگری را از خودش در می آورد...! و برای اولین بار داریم زبان کودکی را یاد میگیریم که اصلن نمیدانیم معنی اصواتمان چیست، اما به نظر میرسد که هرچه که هست، یک صدای خوب است در زبانش که اینقدر واکنش های شیرین از پسش دارد! 




باید بگویم که مطالعات نشان میدهد که از آنجایی که بچه در این سن رشد ملموس تر و تکامل قابل لمس تری را پشت سر میگذارد، دلیلی ندارد که فردای روزگار هم این اَدو دَ دَ برایش حتا معنی داشته باشد... چیزی که چندباری امتحان کرده ایم که صداهایی را که امروز در می آورد، فردا برایش تداعی کننده ی چیزی نیست! در عوض حس دیداری اش فراموش کار نیست و عجیب خوب به یاد دارد که عروسک قرمز پشمالوی دوست داشتنی اش در کدام اتاق و کجای آن اتاق است که هروقت به سوژه نزدیک میشود، چشم میگرداند سمتش! و حتا وقتی جای سوژه را عوض میکنیم که نبیندش، باز هم با نگاهی که خیره شده است به مکان قبلی سوژه، صدا در می آورد و دست و پایش را کلی تکان می دهد که بفهمی، مشتاق است برای در دست گرفتن پشمالوی بیچاره و کندن موهایش! 





به سیریوس، باید اعتراف کنم که بستنی شکلاتی، به خودی خود، حالم را مساعد میکند، تو اما دبل چاکلتی سیریوس!





نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۲ساعت 11:38 توسط میم.| |