بی تو نم ِ اشکی به جا مانده ز باران...
یه اعترافی هست که مدت هاست بهش واقف شدم، ولی هنوز از پس به زبون آوردنش برنیومدم...اعتراف کار آسونی نیس، کار نباید به اعتراف بکشه... لااقل اگه ببینی بعد اعترافت یه راه های در رویی هم هست باز هنوز خیلی جلویی، ولی اگه نباشه و یهو ببینی حتا اون آدمی هستی که یه روزی این چیزی که حالا دستت اومده رو به سخره میگرفتی و اینکه پیش از اعترافت اعتراف کنی به اینکه یه زمانی دست می انداختی قضیه رو، خیلی ماجرا رو سخت تر میکنه...
تهه تهش اینکه شاید 10 سال دیگه اصن اینی که حالای روزگارم رقم میزنه نباشم!! 10 سال که رقمی نیست بخوای بدونی...
به سیریوس، از من اثری هست اگر از جهت توست...
نوشته شده در شنبه دهم فروردین ۱۳۹۲ساعت
23:0 توسط میم.| |




