تو در جنگ خودت بودی...



جنگ هایی هست که در آن فاتح شکست خورده ای شاید...

همه در تبریک پیروزی

تو در عذاداری شکست...



من خوبم، جنگی در کار نبوده... این انگار که یک خاطره باشد که حالا سرباز کرده...، انگار که گوشت زنگ بزند باز اینگونه صحنه ی جنگی را که در چند قدمیت باشد، ترک خواهی کرد... 



قهرمان قبل از هر نبرد به شکست هایش فکر میکند یا به پیروزی هایش؟




به سیریوس، یک علفزار، یک مه، یک فنجان چای گرم... انتظاری بی صبرانه...





نوشته شده در شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۱ساعت 20:29 توسط میم.| |