دوست!
يک دسته از آدم ها هستند که ترازويشان را توي دوستي در حال تعادل قرار داده اند. بي کوچکترين خطايي.
رباتي مي شوند با برنامه اي عينا شبيه به خودت و هيچ تلاش و خلاقيتي فراتر از اين برنامه انجام نمي شود.
اس ام اس بزني. اس ام اس مي زنند.
زنگ بزني. زنگ مي زنند.
ميس کال بيندازي. ميس کال ميندازند.
نامه بنويسي. نامه مي نويسند.
بگويي :" دوستت دارم." مي گويند:" دوستت دارم."
دعوا کني. دعوا مي کنند.
قهر کني. قهر مي کنند.
هديه بدهي. هديه مي دهند.
خوشحال باشي. انرژي مي دهند.
غمگين باشي. غمگينترت مي کنند.
جواب ميس کال ندهي. جواب ميس کالت را نمي دهند.
برايشان لايک و کامنت بگذاري. برايت لايک و کامنت مي گذارند.
یا اگربه قول جمله ای که همه زیاد شنیدیم "معذرت خواهی همیشه به این معنا نیست که تو اشتباه کردی و حق با دیگریست. معذرت خواهی یعنی اون رابطه بیشتر از غرورت برات ارزش دارد" عمل کنی و تو معذرت خواهی کنی....... گاهی بعدش از خودت می پرسی "واقعا ارزشش را داشت؟؟"
بعد يک جا چشم هايت را باز مي کني و مي بيني بيشتر تو بودي که براي حفظ رابطه تلاش کرده بودي و طرف مقابلت تنها آينه اي در برابر تو بود. تو که خسته شوي. تو که کم انرژي شوي. تو که براي چند لحظه خودت را پشت اتفاقي پنهان کني. تو که از اتفاق کوچک يا بزرگي دلخور شوي. تو که شلوغ شوي. مي بيني آدم ها نيستند. رفته اند. شايد رفته اند تا ربات يکي ديگر شوند.
این ها را نگار توی یک ایمیل فرستاده بود البته با یک انتها که بیایید برای هم از این دوستا نباشیم!
من چرا فکر میکنم از این دوستا کم نداشتم؟!! :(
ازون بدتر واااای به حالم اگه خودم برای کسی این طوری بوده باشم! :(
به سیریوس، اینکه تو خوبی، تلقین ذهن من نیست...




