جریده رو که گذرگاه دل ما تنگ است...!!
کاش اساسن اینطوری نشود که برگردی و با خودت فکر کنی که یعنی اینطور آدمی بود و من نمیدانستم؟ کاش دلت بیش از این برای خودت تنگ نشود... کاش مجبور نشوی خودت دست روی شانه های خودت بگذاری و بگویی: هیچی نیست... همه چیز درست میشود... کاش باورهایت واقعی تر از این دنیا باشد... کاش میشد که شادی ها مثل باران های موسمی نباشد... کاش... خیلی کاش ها نبود اصلن...من از آن به عنوان یک موضوع خنده دار یاد کردم... و شما هم یک ای وای گفتید و در نهایت به آن خندیدید... هدف من هم جز این نبود که این یک موضوع برای خندیدن باشد... اما نمیدانید در خودم چطور دارم برای مینا نگران میشوم... مینایی که برای دلتنگی های خودش هم قادر به گریه کردن نیست... چرا باید وقتی میشنود که یکی از خواننده های این دوره آکادمی گوگوش، که حتا نمیداند اسمش چیست و اصلن صدایش را و خودش را فقط در همان یک کلیپ شنیده و دیده است... و تازه معلوم است که حالا زندگی اسف باری ندارد... چرا باید درست وقتی میشنود که او بچه ی پرورشگاهی بوده است، آنطور برایش گریه کند؟ انگار که خدایی ناکرده، تو گویی برای یکی از عزیزانش حادثه ی ناگواری رخ داده است؟ چرا باید آنطور گریه کند؟ ... من واقعن نگران مینا شده ام از آن روز... هوایش را خیلی دارم که باز اینطوری نشود... :(
عکس ها اساسن خیلی خوبند... از زندگی آدم هم گاهی پر معنا تر میشوند... و گاهی تمام حق مطلب را میتوانند ادا کنند... و اصلن بعضی هاشان، تا مدت ها میتواند آدم را میخکوب کنند... و اصلن هم مهم نیست انگار که آدمی که میخکوب میشود، تفکر عکاس را درک کرده باشد یا نه... مهم تمام آن چیزی است که بیننده خودش میبیند... مثل شعر ها که بعد از شاعر، کسی که میخواند مهم است... وگرنه که شاعر گفت و رفت...
خلاصه اینکه شما خوب عکس هایی میگیرین، آن تک رنگ قرمز، میان تمام سبز موجود...
آهنگ یاوران از آلبوم حیرانی ناظری را گوش کنید تا ببینید چه بلوایی در من برپاست وقتی یک آن حس میکنی تمام شد و دف آنطور شروع میکند... آن ریتم، اولین ریتمی است که یادش گرفتم... و با او مردم... و تا اخر عمرم هم اگر دیگر هیچ وقت دف دستم نگیرم... اگر هیچوقت صدای رف را نشنوم... اگر زنده بمانم؛ این ریتم را باز حفظ خواهم بود و روی پاهایم ضربش را خواهم گرفت...
چقدر دوست دارم بدانم شهرام چه میخواند درین آهنگ به زبان کردی...
آن شب، توی ماشین... توی آن موقع را فراموش نمیکنم... فشار شادیت خیلی خوب بود... هنوز هم از شادی تو خوشحالم... :)
به سیریوس، روزهاست که هوای تو را دارم... هوای تو را که هیچ هوایم را نداری...




